سـارا اَنـار دارد!

14. بگذر ز خویش ای زن!

/ بازدید : ۴۰

استرسی که من دارم را خدا نصیب گرگ بیابان یا حتی مارمولک بیابان نکند!

کمی ناراضی ام از احوال خویش... کمی که چه عرض کنم...

اینکه از اول ترم تمام توانم را گذاشته ام اما نرسیده ام لای درسی را باز کنم که هیچ از آن نمیدانم و هر چه بوده سر کلاس بوده! 

اینکه از سر خوشی روی دنده لجم افتاده که من چرا باید تا ۳ شب بیدار باشم و برنامه اسمبلی بنویسم آنوقت استاد نیم نگاهی هم نیاندازد! خوشی زده زیر دلم که بمیرم هم اسمبلی را نمی خوانم! 

اینکه تمام نیرو و انرژی ام را می گذارم اما باز عقبم...

خدا را شکر آنقدر خنگ نبوده ام که بگویم دو ساعت نشستم پای فلان چیز و نفهمیدم... نتوانستم... ولی استرس اینکه این را بخوانم، این را بنویسم، این را حل کنم، این یکی را... آن یکی را... حتی تمرکز روی چیزی که هستم را از من می گیرد...

منی که تمام برنامه نویسی ها را از هنرستان تا به حال با ۲۰ تمام و لاغیر پاس کرده ام، عارم می آید اسمبلی مرا انقدر درگیر کند

حالا این را بگذاریم یک گوشه!

آخر منی که اولین بارم است که آمار و احتمال می خوانم و مفاهیم پایه اش را تازه دارم یاد می گیرم، از کجا بروم برای استادم مقاله قطور تدوین کنم؟! 

این ها روی خیلی چیزها تاثیر مثبت دارد قبول ولی نه زمانی که حتی خود استاد من نمی داند کاربرد آمار و احتمال در علوم کامپیوتر چیست! 

منی که اولین بارم است آمار می خوانم و حتی توی جبر و احتمال المپیاد دوره هنرستان فقط به ۴ سوال پاسخ درست داده بودم، نمی توانم مقاله قطور برای شما خودم تدوین کنم استاد جان... مطمئن باشید تمامی آن مقاله هایی که دریافت کردید، کپی پیستی بیش نبوده... هیچ کس با این سطح از معلومات در این مورد نمی تواند مقاله خود تدوین کرده تحویل شما دهد.


+ چند روز پیش بند انگشت اشاره ام را به خواهر نشان می دهم و می گویم: اینقدر از پروژه هامم کار نکردم! 

+ داشتم فکر می کردم اگر قرار است خدا پسری که به من می دهد این شکلی باشد، چرا که نه :) جانم را هم برایش می دهم :) اصلا که گفته تنها دختر بچه ها خواستنی و بامزه اند؟ 

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان