سـارا اَنـار دارد!

52. حس و حالی که میشناسیش‌...

/ بازدید : ۳۸
هممون از جنس اونایی هستیم که فرق میکنه!
یکی با توجه و فکر و خیال زیاد متفاوته و یکی با بی خیالیاش!
به شخصه اگه بخوام و حق انتخاب داشته باشم که جزو کدوم یکی از این دسته ها باشم، مطمئنم که اولی رو انتخاب نمیکنم! چون به شخصه عواقب زیادی ازش دیدم و خوب خوب اذیت شدم!
این روزها با تموم حس و حال خوبی که دارم، با تموم فکر و خیالاتی که سعی کردم بذارم کنار، هنوزم درگیر فکر و خیالاتم! این روزا یه روی دیگه از خودم رو دارم می بینم! 
یه کسی که قبول کرده به کسی که عاشقش باشه نیاز داره...! 
عجیبه!
این عجیبه شاید برای شما قابل درک نباشه ولی برای خودم و خانواده ای که خوب میدونن از مخالفین سرسخت ازدواج و عشق و عاشقی و از این قبیل فازها هستم، به معنای حقیقی کلمه عجیبه!
نه! من هیچ کدوم از عقاید قبلیم تغییری نکرده!
من هنوزم معتقدم عشقی هیچوقت وجود نداره! من هنوزم معتقدم عشق سیاست داره و غرور! من هنوزم معتقدم عشق برای چند سال اوله و به مرور کمرنگ میشه! من هنوزم معتقدم عشق قبلی یه جایی تو دل عاشقش داره! من هنوزم معتقدم عشق بخاطر نیاز شکل میگیره! من هنوزم... یک کلام! من هنوزم عشق رو باور ندارم!
ولی میون این همه این حرفا و عقاید سرسختم من هیچوقت غریزه ای که دارم رو کتمان نکردم. من هیچوقت نگفتم نیاز ندارم. من هیچوقت ادعا نکردم از عشق خوشم نمیاد! من هیچوقت حقیقت رو سرکوب نکردم ولی همیشه گفتم دردسر و عذابی که داره رو هیچوقت به تنهایی ترجیح نمیدم و نخواهم داد..
اما این میون انگار هممون دلمون میخواد یه راهی، یه چیزی، یه کسی، یه کسی و یه کسی باشه که با اون بتونیم این عقاید مزخرف و سرسختمونو زیر پا بذاریم و دستشو بگیریم و تا ته دنیا بیخیالی طی کنیم! یه بیخیالی از جنس آرامش...
ولی گاهی به خودم میگم: " هیچ کسی قرار نیست بیاد! مثل آدم زندگیتو بکن " 

+ ماجرای دو دوستی که تو چاپخونه عاشق خواهر بزرگترم شده بودن خیلی جالب بود. الان خواهرم ازدواج کرده. اینو فقط نوشتم که یادم بمونه.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان